تبلیغات
انواع تعزیه و نسخ تعزیه - نسخه ی تعزیه ی حر قسمت سوم


انواع تعزیه و نسخ تعزیه

مصعب:
کفن به گردن خود می‌کنم ز راه وفا
که جان فدای حسین سازم آن شه والا
زهی سعادت و اقبال ای ضیاء دو عین
که ما شویم فدای حسین شه کونین

حر:
آمدی ای حر فرخنده لقا جنگ حسین
آمدی جنگ نمایی به شه بدر و حنین
مادرت کاش نشیند به عزایت ای حر
خاک عالم به سر مهر و وفایت ای حر
زره و خود نیاید به جهان کار دیگر
سر برهنه بروم نزد شه بی‌لشگر
ای برادر تو بیا یک دمی از راه وفا
کن روا مطلبم از مهر تو ای جان اخا


مصعب:
مطلبت چیست ایا نور دو چشمان ترم
تا برآرم من دلخسته محزون ز کرم

حر:
گفت ابن سعدم از حیله بازی
باید حسین را مقتول سازی
حسین غریب است لشگر ندارد
سلطان خوبان یاور ندارد

مصعب:
خاک دو عالم بر فرق مصعب
جان من آمد زین غصه بر لب
حسین غریب است یاور ندارد
سلطان خوبان لشگر ندارد

حر:
چاره چه باشد جانا به دوران
گرداب فکرم در این بیابان
حسین غریب است لشگر ندارد
سلطان خوبان یاور ندارد

مصعب:
عاقل پسندد هرگز برادر
ما زنده باشیم در خاک یکسر
حسین غریب است یاور ندارد
سلطان خوبان لشگر ندارد

حر:
ترسم برادر از ضرب خنجر
عباس گردد چون مرغ بی‌پر
حسین غریب است یاور ندارد
سلطان خوبان لشگر ندارد
بربند چشمم جان برادر
ای نور دیده قرآن بیاور
حسین غریب است یاور ندارد
سلطان خوبان لشگر ندارد

مصعب:
بندم دو چشمت ای نور چشمان
قرآن بگیر این لحظه ز احسان
حسین غریب است یاور ندارد
سلطان خوبان لشگر ندارد

حر:
رو کن به سویش تا جان به تن است
قرآن به فرق و شمشیر در دست
حسین غریب است یاور ندارد
سلطان خوبان لشگر ندارد

مصعب:
شمشیر خود را ای نور چشمان
انداز گردن از راه احسان
حسین غریب است یاور ندارد
سلطان خوبان لشگر ندارد

حر:
انداز چکمه در گردن من
بربند دستم بر حق ذوالمن
حسین غریب است لشگر ندارد
سلطان خوبان یاور ندارد

مصعب:
این چکمه‌هایت ای زار افکار
بر گردن انداز با حالت زار
با دست بسته با آه و زاری
نزد شه دین کن التماسی
حسین غریب است یاور ندارد
سلطان خوبان لشگر ندارد

حر:
السلام اول شاه کم لشگر
ثانی التوبه توبه کردم
از کرم بگذر جرمم ای سرور
ای شه خوبان توبه کردم
شاه انس و جان توبه کردم
شاه مظلومان توبه کردم
چون در این کشور اول ای سرور
کردم آزرده خاطرت را
بگذر از جرمم توبه کردم
شاه انس و جان توبه کردم
حامی قرآن توبه کردم
رو سیاهم من بی‌گناهم من
رحمی ای مولا کن به حالم
بی‌پناهم من عذر خواهم من
ای شه خوبان توبه کردم
یک سر و یک جان بهر قربانی
چون تو مهمانی توبه کردم
از کرم بخشا جرمم ای مولا
در بر زهرا توبه کردم
یک سر و یک جان بهر قربانی
چون تو مهمانی توبه کردم
یک جوان دارم خواهش آن دارم
تا فدا سازم در ره اکبر توبه کردم
تا که جان دارم بر زبان دارم
شاه انس و جان توبه کردم
حق پیغمبر توبه کردم
شاه کم لشگر توبه کردم
شافع محشر توبه کردم

مصعب:
ای شه خوبان توبه کردم
شاه مظلومان توبه کردم

امام حسین:
ایا جوان ز چه رو دل‌شکسته می‌آیی
کفن به گردن و با دست بسته می‌آیی
سبب ز چیست که افکنده‌ای تو سر در پیش
گرفته مصحف و شمشیر در برابر خویش
نظاره کن به رخم بینم از چه نالانی
چه روی داده چه ابر بهار گریانی

حر:
یقین دانم که از من سرزده ای شاه تقصیری
کز آن تقصیر می‌دانم شما البته دلگیری
ز رنگ معصیت آئینه قلبم شده تاریک
به آب رحمتت محتاجم ای شاه از تو تطهیری
شفاعت گر نظر داری شفیع آورده‌ام قرآن
تلافی گر به سر داری عیان بر دست شمشیری

امام حسین:
خوشا سعادتت ای حر که رستگار شدی
مطیع امر خداوند کردگار شدی
گذشتم از سر تقصیرت ای خجسته لقا
بدان که توبه تو شد قبول درگه ما
بیا ز گردن تو حال چکمه بردارم
تو را از جمله یارانت دوست‌تر دارم
ولی بگو که کیانند این سه کس همراه
که آمدند به همراه تو به ناله و آه

حر:
شوم فدای تو ای نور دیده زهرا
همین سه کس که رسیدند به پابوس شما
مرا یکی است برادر یکی بود پسرم
یکی دیگر بود آقا غلام خوش جگرم

امام حسین:
گذشتم از سر تقصیر تو من ای یار
قبول توبه نمودم به خالق غفار
فدای جان تو عباس ای برادر جان
تو هم ز گردن معصب برآی بند گران

حر:
ایا مشرف معراج دوش پیغمبر
شوم فدای تو ای پادشاه کم لشگر
کسی که کرد در اول جفات من بودم
کسی که جان بسپارد برات من باشم
بده اجازه که جان را کنم به قربانت
فدای جان تو و دیده‌های گریانت

امام حسین:
که ای عزیز تو امروز تازه مهمانی
به نزد شاه شهیدان تو بهتر از جانی
تو باش ساعتی آسوده تا کس دیگر
رود محاربه این گروه بد اختر

حر:
خوش بود مهمان‌نوازی یا حسین
جا دهی از لطف مهمان را به فردوس برین
تشنه لب گردم فدایت ای شه با احترام
آب نوشم من ز دست ساقی کوثر مدام

امام حسین:
شرط مهمانی ارباب وفا این نبود
که چو مهمان برسد قهر کند مهمان را
میزبانی چون من و مثل تو مهمان عزیز
به دم تیر فرستم ز چه رو مهمان را
کنون که این همه داری هوای سرداری
بیا ز مهر بپوشم تو را کفن باری

حر:
شوم فدای تو ای پادشاه کرببلا
نما حمایت یاران من ایا مولا
ایا گروه غریبان خدا نگهدارت
خدا وجود شما از بلا نگهدارت

امام حسین:
برادر و پسرت ای حر نکو منظر
بود عزیز از قاسم و علی‌اکبر
برو که حضرت پروردگار یارت باد
در این سفر گل مقصود در کنارت باد

حر:
ایا سست عهدان بی‌اعتبار
خدا نشناسان بی‌ننگ و عار
منم حر شیرافکن نامدار
منم شیعه شاه دلدل سوار
منم آنکه از تیغ من بی‌درنگ
پرید است از روی افلاک رنگ
منم چاکر خاندان رسول
منم جان نثار عزیز رسول
شما را مگر از خدا شرم نیست
به دل رحم زین کار و آزرم نیست

شمر:
کدام ابله بگو این چنین کار کند
که نقد را بدهد نسیه اختیار کند
تمام حمله به حر آورید ای لشگر
زنید طبل و خروشید جملگی یکسر

حر:
ای ستمگر من ندانم از خدا برگشته‌ای
غافلی ای دون ز دین مصطفی برگشته‌ای
لعنت حق بر تو باد ای کافر شیطان‌پرست
گیرم از خود بگذرم تو از خدا برگشته‌ای
یا صاحب ذوالفقار وقت مدد است
یا والد هفت و چهار وقت مدد است

مصعب:
شوم فدای تو ای شاه مسند تمکین
فدای جان تو جان من حزین غمین
بده تو اذن که جان را کنم به قربانت
فدای جان تو و دیده‌های گریانت

امام حسین:
خوشا به حال تو مصعب که رستگار شدی
مطیع امر خداوند کردگار شدی
برو برو که خدا یار و یاورت باشد
جزای خیر تو با حی داورت باشد

مصعب:
ایا کوفیان ز حق بی‌خبر
برون رفته از دین خیر البشر
چه خواهید آخر ز جان حسین
که مقتل شدند یاوران حسین
حسین نور چشم پیمبر بود
حسین زاده شیر داور بود
زهی سرخ رو آن که در شأتین
شمارندم از یاوران حسین
منم مصعب آن نوجوان دلیر
که لرزد ز شمشیر من شرزه شیر

شمر:
ایا کوفیان مصعب آمد به جنگ
ز عمر گرامش بیامد به تنگ
بگیرید دو روی از چهار سو
تو طبال بنواز طبل عدو

مصعب:
شهنشاه دشت نجف یا علی
مه آسمان و شرف یا علی

شمر:
بگو شهاده سرت را ز تن جدا سازم
میان سر و تنت طرح دوری اندازم

مصعب:
روم ز شوق کنون جانب رسول‌الله
اقول اشهد ان لا اله الا الله

حر:
رسیدم برادر فدایت شوم
به قربان مهر و وفایت شوم
بیا تا به دوشم کشم نور عین
برم نعش تو من به نزد حسین
حسین جان ببین تو ز راه وفا
فدایی نمودم برادر تو را
بگردانمش دور عباس تو
شود جان به قربانی جان تو
به دور سرت گردم ای شاه دین
ببخشا گناه من دل غمین
در اول اگر من خطا کرده‌ام
در آخر سرم را فدا کرده‌ام
برادر فدای برادر تو را
نمودم به صد آه و شور و نوا
سر خود نمایم فدای سرت
به قربانی اکبر و اصغرت

امام حسین:
شود راضی از تو خدای جهان
برادر شهید از جفای خسان

حر:
دوباره روم سوی میدان جنگ
برآرم دمار از دل خار سنگ
دوباره رسیدم پی کارزار
ز جان شماها برآرم دمار
شهنشاه دشت نجف یا علی
مه آسمان و شرف یا علی

پسر حر:
چون که بابم رفته در میدان جنگ
زندگی دیگر مرا در زیر سنگ
می‌روم من اذن گیرم از وفا
از حسین شاهنشه کرببلا
ای به قربان غریبی‌ات حسین
جان فدای بی‌نصیبی‌ات حسین
اذن فرما بر من زار حزین
تا کنم جان را فدات ای دل غمین

امام حسین:
ای علی فرزند حر نامدار
زاده حر دلیر کامکار
خوش بود در کودکی قربان شدن
جان نثار حضرت جانان شدن
رو خدایت در پناهت ای پسر
عاقبت گردی به خون تو غوطه‌ور

پسر حر:
ای گروه بد سگالان غیور
گشته از راه حقیقت جمله دور
این حسین فرزند ختم‌الانبیاست
نور چشم حضرت خیرالنساست
زاده خرم سپهدار عرب
از ریاحی فخر دارم در نسب

شمر:
دلیران یکی طفل آمد به جنگ
که خود را نماید چو شیر و پلنگ
بود زاده حر گرد دلیر
که باشد به میدان عجب نره شیر
نسازید بر کشتن او درنگ
زنید از برایش کنون طبل جنگ

پسر حر:
هر که باشد شیعه خاص حسین
برکشد از دل نوای یا حسین

حر:
از علی آید صدای یا علی
یا علی گوید به آواز جلی
ای پسر قربان بازویت پدر
خوف از دل دور کن جان پدر
ای پسر برگو به آواز علی
یا علیا یا علیا یا علی

پسر حر:
ای پدر بنگر تو بر من از وفا
در میان این لعینان دغا
جنگ سازم تا کنم جان را فدا
در نثار پادشاه کربلا
هر زمان گو به آواز جلی
یا علیا یا علیا یا علی

حر:
من به قربان صدایت ای پدر
دست بالازن ایا نور بصر
تا که جان داری به راه دوست گوش
باده عشرت ز جام نازنوش
یا علی برگو به آواز جلی
یا علیا یا علیا یا علی

پسر حر:
دست بالا می‌زنم از بهر جنگ
زندگی دیگر مرا در تنگ و ننگ
ای پدر بنگر به آواز جلی
بر زبان من بود نام علی

حر:
یا علی ای حیدر لشگر شکن
یا علی باب حسین و هم حسن
یا علی نصرت ببخشا بر پسر
جان نثاری می‌کند همچون پدر
بر تو من امیدوارم یا علی
یا علیا یا علیا یا علی

پسر حر:
من دیگر یاور ندارم یا حسین
کن نظر بر حال زارم یا حسین
باب من بی‌کس بود نور دو عین
هر دو ما گردیم به قربان حسین
هر زمان گویم به آواز جلی
یا علیا یا علیا یا علی

شمر:
ایا گروه بگیرید نقد جانش را
به خاک تیره نشانید یاورانش را

پسر حر:
هر که باشد شیعه خاص علی
برکشد از دل صدای یا علی

شمر:
بگو شهاده سرت را ز تن جدا سازم
میان سر و تنت طرح دوری اندازم

پسر حر:
روم ز شوق کنون جانب رسول‌الله
اقول اشهد ان لا اله الا الله

حر:
رسد صوت فرزندم این دم به گوش
که بردست از دل مرا صبر و هوش
خدایا گواهی که با شور شین
پسر را نمودم فدای حسین
نیامد صدای جوانم امان
گمان شد به قربان شاه جهان
کجایی علی جان فدایت شوم
به قربان مهر و وفایت شوم
ندارم دیگر چاره با اشک و آه
بجز آنکه گردم در و دشت را
علی داغ تو قد بابت شکست
دوباره بیارم به شمشیر دست
دوباره کنم جنگ از پر دلی
که شاید بیابم نشان از علی
شه لافتا یا علی یا علی
مه انما یا علی یا علی
در این جا زند موج خون از چرا
یقین کشته گشته است آن باوفا
از این خون تازه عیانم شده
از این جا عبور جوانم شده
ببوسیم تو را خاک نیکو سیر
که شاید نشانی دهد از پسر
دهد بوی فرزندم این خاک آه
یقین کشته گشته است آن با وفا
عزیزان همین نقش طفل من است
همین بره قربانی اکبر است
حلال‌زاده پسر جان خوشا به احوالت
شهید راه حسین گشته‌ای خوشا حالت
به دوشم بیا ای مرا نور عین
رسانم تو را من به نزد حسین
شه لافتا یا علی یا علی
مه انما یا علی یا علی
حسین جان نظر کن به این نوکرت
ببین بره قربانی اکبرت
حسین جان نگر حال من از وفا
پسر را نمودم به راهت فدا
یا حسین از نوکرت راضی شدی
راضی از این نوع جانبازی شدی
عزیز فاطمه از من رضا شدی یا نه
به حشر می‌رسدم خون بها بگو یا نه

امام حسین:
خدا راضی از تو است ایا نوجوان
که دیدی پسر را به خونش تپان
جزای تو با جد من مصطفی
که کردی پسر را به راهم فدا

حر:
خدایا شکر بر مطلب رسیدم
پسر را پیش چشمم کشته دیدم
رضایم از تو ای آرام جانم
همین دم من به نزدت میهمانم
روم بار دیگر بر سوی میدان
نمایم جان فدای شاه خوبان
یا صاحب ذوالفقار وقت مدد است
یا والد هفت و چهار وقت مدد است

شمر:
ایا پر دلان حر به جنگ آمده
ز کوهسار خونین پلنگ آمده
نسازید بر کشتن او درنگ
نوازید از هر طرف طبل جنگ

حر:
ایا امام جهان ای شه سپهر جناب
بیا فدای سرت حر کشته را دریاب
به روز حشر شفیعم شود حسین به خدا
اقول اشهد ان لا اله الا الله
محمد است رسول و علی ولی‌الله

امام حسین:
ای طایر روضه جنان حر شهید
شهبال شکسته از خسان حر شهید
رفتی به جنان خوشا به احوالت باد
دل کندی از این جهان حر شهید

این نسخه از هیئت تعزیه ی شهر ششتمد گرفته شده است


نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1391 ساعت ساعت 14 و 35 دقیقه و 39 ثانیه توسط جواد صفری نظرات |


Template By : Salehon.ir